خوب 6 ماه از اومدن کرونا گذشته .زندگی در جریان بوده .روزها به خورشید سلامی دوباره دادیم و شب ها به ماه خیره شدیم .هم چنان زندگی با بالا و پاییناش در جریان بوده .
تقریبا به حضورکرونا عادت کردیم و زندگی
برچسب:
نویسنده: روژان جلالی

چه قدر مسافرت خوبه چه قدر مسافرت با تو خوبه .این هفته رفتیم زنجان . چه قدر تجربه خوبی بود .اینکه از ی شهر شمالی بری یهو شهر کویری خیلی خوبه چه قدر تجربه های خوبی تو این سفر به دست اوردیم .
چه قدر مردم اونجا تلاش گرن و چه قدر برای زندگیشون تلاش می کنن .چه قدر هنرمندن .راستش ی جورایی خجالت کشیدم که چه قدر تن پرورم و همیشه همه چیزو اماده میخام .تصمیم گرفتم از این به بعد بیشتر تلاش کنم و کمتر قر بزنم ![]()
برچسب:
نویسنده: روژان جلالی
برچسب:
نویسنده: روژان جلالی
قطعا اسباب کشی و خونه رو چیدن خیلی کاره سختی به نظر میاد اما نه وقتی که همه وسایلت نو هستند و تک تکشون رو با عشق خریدی .و نه وقتی که قراره ی عالمه خاطره خوب تو خونه ات بسازی
من تک تک وسایلمو با کلی عشق و وسواس خریدم و هر کدومش که داخل خونه شد بهم مژده داد که قراره خونه عشقمون رو بسازیم .دیگه روزهای اخره و تقریبا همه چی کامل شده .ما آماده خاطره سازی هستیم ...
برچسب:
نویسنده: روژان جلالی
دیروز بعد ده روز رفتم خونه مادرم
داشت سریال می دید نیم ساعت یا 45 دقیقه نمیدونم به تلوزیون زل زده بود و لبخندی رو لبش بود نیم ساعت یا 45 دقیقه نمیدونم به صورتش زل زده بودم و دلم می رفت که محکم بغلش بگیرم و بهش بگم که چه قدر دلتنگشم ..
تمام مدت داشتم خداروشکر میکردم که زنده ام و میتونم هنوز ببینمش ..و دعا میکردم کاش کرونا رخت ببنده و دوباره بتونم بغلش کنم و سیر بشم از این عشقی که بهش دارم
برچسب:
نویسنده: روژان جلالی